در دوشنبه شب، بعد از شركت در جلسه هم انديشي، پستي را در وبلاگم گذاشتم و به طور مختصر و البته بدون اظهار نظر خاصي خبر برگزاري جلسه هم انديشي را نوشتم. اكنون مي خواهم نظر خودم را در مورد اين جلسه بگويم.
در مقدمه لازم است بگويم كه متاسفانه در مملكت ما نقد جايگاه واقعي خود را پيدا نكرده و كسي علاقه اي ندارد كارهايش نقد شود. ولي از طرف ديگر بايد پذيرفت كه تا ما از اشكالات كار خودمان آگاهي نداشته باشيم، نمي توانيم به اصلاح آنها مبادرت كنيم. بنابراين نقد مي تواند مقدمه اي براي رفع نواقص و اشكالات گذشته، جهت رسيدن به آينده اي روشنتر باشد. هم انديشي وبلاكنويسان زيست محيطي نيز اولين تجربه در نوع خود بود. بنابراين اگر كم و كيف آن بيشتر بررسي شود شايد براي برگزاري جلسات آتي مفيد باشد.
اولا بايد عرض كنم كه تدارك چنين جلسه اي آن هم توسط افرادي كه وابستگي خاصي به منابع دولتي و البته خصوصي ندارند، بسيار مشكل است. از اين بابت انصاف حكم مي كند كه از آقاي مهندس مجابي، با روابط عمومي بسيار قوي شان و همچنين مركز صلح و محيط زيست، مسئولين محترم پرشين بلاگ، گرين بلاگ، بلاگفا، ستاد کارآفرینی شهر تهران، وبلاگ فرزند ايران و ساير دست اندركاراني كه با تامين منابع مالي و امكانات لازم موجبات تشكيل اين جلسه و گردهمايي را فراهم كردند، نهايت تشكر و قدرداني را بكنم. وبلاگنويسان هم استقبال خوبي كرده بودند كه جاي تشكر دارد.
ولي برداشتي كه من قبل از شركت در اين مراسم از عبارت "هم انديشي" داشتم، بسيار متفاوت از چيزي بود كه پس از شركت در آن پيدا كردم! من فكر مي كردم در جلسات هم انديشي، افراد شركت كننده در زمينه موضوعات مورد علاقه، افكارشان را به اشتراك مي گذارند، بحث مي كند و بالاخره نتيجه اي حاصل مي شود كه مشكل و مساله اي را حل مي كند. البته نتيجه ديگري كه اين هم انديشي خاص وبلاگنويسان مي توانست داشته باشد و شايد اكثر افراد شركت كننده مشاق آن بودند، آشنايي با افرادي بود كه تاكنون آنها را از نزديك نديده بودند و فقط با نام، نشان و نوشته و از طريق پديده وبلاگ آنها را مي شناختند. لذا اين گردهمايي مي توانست بسيار بهتر از اينها برگزار شود اگر به برخي از موضوعات از جمله موارد زير توجه مي شد.
1- سالني كه انتخاب شده بود، مناسب براي هم انديشي نبود. افراد پشت سرهم نشسته بودند و همديگر را نمي ديدند. در واقع نديدن و ديده نشدن سابق تداوم داشت. بهتر بود سالني انتخاب مي شد كه به صورت ميزگرد بود و افراد مي توانستند تبادل نطر كنند (موضوعي كه ظاهرا اصلا مد نظر برگزار كنندگان نبود!)
2- قبل از آغاز جلسه گفته شد كه شركت كنندگان نام خود و عنوان وبلاگشان را بنويسند تا ليستي تهيه شود و افراد به هم معرفي شوند. ولي بعدا گفتند كه تعدادي نمي خواهند معرفي شوند. اينكه افرادي نمي خواهند معرفي شوند، حرفي نيست. هر كس حق دارد معرفي شود يا نشود. ولي آيا چون تعدادي نمي خواهند معرفي شوند، بقيه هم نبايد همديگر را بشناسند؟ آنهايي كه نمي خواستند شناخته شوند مي توانستند نامشان را در ليست مذكور ننويسند و بقيه كه چنين نظري نداشتند، مي توانستند بنويسند و به همديگر معرفي شوند.
3- براي برخي از شركت كنندگان برنامه و زمان سخنراني پيش بيني شده بود كه بسيار خوب بود و استفاده كرديم. برخي ديگر، از جمله بعضي از افرادي كه وبلاگشان در نظر سنجي رتبه آورده بود، علاقه اي به سخنراني نداشتند ولي با اسرار دعوت به سخنراني مي شدند كه به نظر بنده اسرار موردي نداشت.
4- شركت كنندگان در جلسه هم انديشي چون براي هم انديشي دعوت شده بودند، احتمالا برخي از آنها ايده ها، نظرات و صحبتهايي داشتند و شايد مطالبي را براي ارائه آماده كرده بودند، كه متاسفانه چنين فرصتي به كسي داده نشد. همانگونه كه قبلا هم اشاره كردم، در واقع در جلسه هم انديشي براي هم انديشي و تضارب افكار شركت كنندگان برنامه اي ديده نشده بود!
5- همزماني اين جلسه با زمان تبليغات نامزدهاي دور دوم مجلس شوراي اسلامي نيز حساسيتهايي را بوجود آورده بود...
بار ديگر ضمن قدرداني از زحمات مسئولين برگزاري، اميدوارم اين نشستها ادامه داشته باشد و شاهد جلساتي با اهدافي مشخص تر و پربارتر باشيم.


